خرید بک لینک
تجربه آشپزی کمی بزرگ دیروز پدر شوهرم مهمون داشت کلا بیست نفری میشدیم. فکر میکردم خودم مرغ ها رو بهتر می پزم و وقتی گفتن کی مرغا رو بپزه دلو زدم به دریا و گفتم من. وسط کار پشیمون شدم شعله گاز زیاد بود و کم نمیشد هویج نبود نمک رو همون اوله اول نزدم عصبی شده بودم میترسیدم بدمزه بشه 16 تا ران مرغ بودن.در نهایت نتیجه ی مطلوبی داشت خدا رو شکر و تجربه خوبی بود با افزایش این تجارب و احساس تسلط بر آشپزی دیگه موقعی که مهمون داریم اینقدر مضطرب نمیشم. بهتره بازم ازاین ریسکا انجام بدم و غذا در مقادیر زیاد درست کنم شاید اضطراب و درد داشته باشد اما نهایتا منجر به رشد می شود. شنبه ۱۴۰۳/۰۴/۱۶ |  

برچسب: نویسنده: دانیال اکبری تاريخ: چهارشنبه 20 تير 1403 ساعت: 16:25

کارفرمای من خداست من سال 98 بصورت حق التدریس مشغول بکار شدم . همکارانم میگفتند ما حداقل 5 سال حق التدریس بودیم و سپس شرکتی شده بودند و تعداد کمی از همکاران هم بعد از سالها قراردادی بودند. با قرارگیری یکسری افراد با دید باز در ریاست و سفارش ها و ... من کمتر از یکسال شرکتی و با آمدن بخشنامه های جدید تا دو سال و نیم بعد از شروع بکارم رسمی قطعی شدم. بطوری چشمان همگان گرد و دهان همگان باز ماند. امروز با جمله ای که در فضای مجازی دیدم یادم آمد من آن روزها میگفتم کارفرمایم خداست و چه بسا از بخشندگی و دست و دلبازی کارفرمایم این مسیر برای من سهل شد درحالیکه بسیاری از همکارانم در آستانه ی بازنشستگی هنوز شرکتی یا قراردادی اند.میخواهم همچنان بگویم کارفرمایم خداست و چشم به قضاوت رییس و روسا نداشته باشم قطعا خدا بهترین ها را نصیبم میکند. سه شنبه ۱۴۰۳/۰۳/۲۲ |  

برچسب: نویسنده: دانیال اکبری تاريخ: يکشنبه 10 تير 1403 ساعت: 18:59

صفحه بندی